الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
561
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
اين معنا را با آن كنايهء عجيب بيان فرموده است : ( قوله عليه السّلام : ( فأطأ ذكره ) من الكلام الّذي رمى به إلى غايتي الإيجاز و الفصاحة . أراد أنّي كنت أعطي خبره صلّى اللّه عليه و إله من بدء خروجي إلى أن انتهيت إلى هذا الموضع ، فكنّى عن ذلك بهذه الكناية العجيبة ) . نكتهء ظريف و دقيقى كه در جملهء ( فأطأ ذكره ) است و مرحوم سيّد رضى به دنبال آن است ، اين است كه امام ياد پيغمبر را همچون گذرگاه زيبا و دلانگيزى تصوّر كرده كه فضايى عطرآگين داشت و امام روزوشب در آن گذرگاه در حركت بود . مثل اين است كه كسى به ديگرى بگويد كه ياد تو خانه و زندگى من است ، ياد تو كوچههاى شهر من است . اى صبا نكهتى از خاك ره يار بيار * ببر اندوه دل و مژدهء دلدار بيار نكتهء روحفزا از دهن دوست بگو * نامهء خوش خبر از عالم اسرار بيار تا معطر كنم از لطف نسيم تو مشام * شمّهاى از نفحات نفس يار بيار نكته داستان هجرت داستان هجرت پيغمبر داستان عجيبى است . همانگونه كه همه مىدانيم ، سران قريش از وجود پيغمبر احساس خطر شديدى كردند كه اگر برنامهء آن حضرت به همان صورت ادامه يابد به زودى همهء قدرت خويش را از دست خواهند داد و شهر مكّه به صورت زندانى درخواهد آمد ، بنابراين تصميم گرفتند يكى از سه برنامه را در برابر آن حضرت اجرا كنند : يا حضرت را به قتل برسانند و يا براى هميشه زندانى كنند و يا از مكّه تبعيد نمايند كه در آيهء شريفهء 30 سورهء انفال به هرسه اشاره شده است . اكثريت آنها كشتن حضرت را ترجيح دادند ؛ ولى با مشكلى روبهرو بودند و آن اينكه طايفهء بنى عبد المطلب به خونخواهى برمىخيزند و نزاع بزرگى در